می پرسم: برای آخر ماه چند برنامه ی ویژه لازم دارید؟
میگوید: یکی،حالاشما به فکر دو تا باش!
می پرسم: برنامه نویس دیگر کی هست؟(میدانم که سه روز برنامه ی ویژه دارند.)
میکوید: کاری به این کارها نداشته باش.
میپرسم: چرا؟
میگوید: نپرس.
میگویم: شما هم دیکته میکنید.
جمله ای به عربی میگوید که در واقع ضرب المثل است. من که همان وقت معنی اش را می فهمم،برای اینکه عزت نفسم را نگهدارم،میگویم: چی؟ چی گفتید؟ به فارسی بگویید... ولی او که خیلی مواظب زبانش هست ، لبخندی میزند و میگوید هیچ..
این است اوضاع کار ما. در این مدینه ی فاضله همه به عبارت کذایی استر همه چبزت را اعتقاد دارند .
*****************
مخاد میگوید: از حاشیه دور ی کن.هر چه زور میزنم نمی فهمم کدام حاشیه یعنی؟ یعنی حواست باشد لباست حاشیه نداشته باشد؟آخر لباسی که حاشیه داشته باشد ، به طولش اضافه میشود و اینجا هم که هر چه حاشیه ات کمتر تر، خودت جلوتر !! یا شاید هم منظورش اینست که در برنامه هایت حاشیه پردازی نکن. که اینهم نمیشود.برنامه ی بدون حاشیه میشود برنامه ی یوگی و دوستان عزیز که ـــ به قول آقای فرفر که یک سالی میشود که بیچاره شده ـــ حمدلله ، همگی از قانون والای کپی پیست پیروی میکنند.
آها !! شاید منظور از حاشیه پردازی نکردن این هست که در جایی که همه ی میزها پر از ورق اخبار و ازین چیز هاست،اگر ورقی را برداری و بخوانی ،حاشیه رفتی....و یکوقتی شعاع تیر دایرة المعارف میگیردت...
آخ کاش میشد بزنم پشت شانه اش و بگویم: دست بردار مخاد جان.. ما هیچکداممان دلمان نمیخواهد اینقدر همه چیز را جدی بگیریم.مخاد جان بیا با هم دوست باشیم.......
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر